دیدار

  • 1 قطعه
  • 2:12 مدت زمان
  • 7 دریافت شده
شعری از زبان دختری که سال‌ها انتظار پدرش را کشیده بود تا از جنگ برگردد.
با خودم فکر می‌کردم امروز
با لباس پلنگی می‌آیی

می‌پرم توی آغوش گرمت
بعد از این سال‌های تنهایی

با خودم فکر می‌کردم امروز
چشم مادر چرا غصه دارد؟

او که می‌داند امشب می‌آیی
آرزویی به جز این ندارد

چادرش را به سر کرد و رفتیم
قاب عکس تو را با خود آورد

تو لباسی سفیدی تن‌ات بود
آه! مادر فقط گریه می‌کرد

آهنگ ها

مشخصات موسیقی

سایر مشخصات

تصاویر

دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

دسترسی سریع