شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ درخت کوچولو بیدار شو
در یک باغ بزرگ، نهال کوچولو هم زندگی می کرد. نهال هر روز صبح به درختان سلام می کرد. کم کم هوا سرد شد. نهال کوچولو دید که درختان صبح ها از خواب بیدار نمی شوند. او نمی دانست که در پاییز درختان به خواب می روند ...
⭕️ باد شمالی
بعد از یک روزِ کامل، سرانجام باران تمام شد و بعد از آن، باد شمالی هوهوکنان از راه رسید. ناگهان چشمش به چالهی پر از آب جلوی درِ مهدکودک افتاد و با خود فکر کرد ممکن است پای بچهها توی چاله برود و خیس و کثیف بشوند. ناگهان فکری به ذهنش رسید... .
⭕️ باغ مداد رنگیها
فصل زمستون چمدونش رو بست و به جاش فصل بهار اومد. خانم بهار به درِ باغ قصه رسید. باغ، پُر از نور و زیبایی بود. توی اون باغ مدادرنگیهای رنگارنگی هم بودن. خانم بهار اونا رو صدا زد و گفت... .
⭕️ قصه عمو نوروز و ننه سرما
آخرین روزای زمستون بود و بوی بهار همه جا پیچیده بود. درخت ها از خواب بیدار شده بودن و همه منتظر بودن تا شکوفه هاشون دربیاد....
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ درخت کوچولو بیدار شو
در یک باغ بزرگ، نهال کوچولو هم زندگی می کرد. نهال هر روز صبح به درختان سلام می کرد. کم کم هوا سرد شد. نهال کوچولو دید که درختان صبح ها از خواب بیدار نمی شوند. او نمی دانست که در پاییز درختان به خواب می روند ...
⭕️ باد شمالی
بعد از یک روزِ کامل، سرانجام باران تمام شد و بعد از آن، باد شمالی هوهوکنان از راه رسید. ناگهان چشمش به چالهی پر از آب جلوی درِ مهدکودک افتاد و با خود فکر کرد ممکن است پای بچهها توی چاله برود و خیس و کثیف بشوند. ناگهان فکری به ذهنش رسید... .
⭕️ باغ مداد رنگیها
فصل زمستون چمدونش رو بست و به جاش فصل بهار اومد. خانم بهار به درِ باغ قصه رسید. باغ، پُر از نور و زیبایی بود. توی اون باغ مدادرنگیهای رنگارنگی هم بودن. خانم بهار اونا رو صدا زد و گفت... .
⭕️ قصه عمو نوروز و ننه سرما
آخرین روزای زمستون بود و بوی بهار همه جا پیچیده بود. درخت ها از خواب بیدار شده بودن و همه منتظر بودن تا شکوفه هاشون دربیاد....
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
57:49



کاربر مهمان
کاربر مهمان