کبوتر این شعر دیگه آواز نمیخوند؛ آخه لونهش رو خراب کرده بودن... اما امیدوار شد و دوباره لبخند زد، چون درختها بهش لونه دادن.
کبوتر قشنگ من! چرا دیگه نمیخونی؟
دلت گرفته انگاری پیشم چرا نمیمونی؟
- لونهی من خراب شده، صدای تق و توق میآد
بیایین با هم کنار هم دعا کنیم بهار بیاد
- نترس کبوترم بیا! درختها منتظرن
رو شاخههای سبزشون میخوان بهت لونه بدن
ما همه با هم میمونیم، بهار میآد و میخونیم:
آهای خدای مهربون! قدر بهارو میدونیم
- دلم حالا دیگه میخواد بخونم و شادی کنم
لونهمو باز بسازم و پر بزنم بازی کنم
جوجهمو جمعوجور کنم، پر زدنو یادش بدم
اونور جوب اینور جوب، بیام برم بیام برم
- تو باغمون خدا داریم صفا داریم یه راز خوب
یه راز سبز موندنی، از اونجا تا اینور جوب
کبوتر قشنگ من! چرا دیگه نمیخونی؟
دلت گرفته انگاری پیشم چرا نمیمونی؟
- لونهی من خراب شده، صدای تق و توق میآد
بیایین با هم کنار هم دعا کنیم بهار بیاد
- نترس کبوترم بیا! درختها منتظرن
رو شاخههای سبزشون میخوان بهت لونه بدن
ما همه با هم میمونیم، بهار میآد و میخونیم:
آهای خدای مهربون! قدر بهارو میدونیم
- دلم حالا دیگه میخواد بخونم و شادی کنم
لونهمو باز بسازم و پر بزنم بازی کنم
جوجهمو جمعوجور کنم، پر زدنو یادش بدم
اونور جوب اینور جوب، بیام برم بیام برم
- تو باغمون خدا داریم صفا داریم یه راز خوب
یه راز سبز موندنی، از اونجا تا اینور جوب



کاربر مهمان
کاربر مهمان