آقای احمدی، دوست پدربزرگ مریض شده بود.
سینا با پدربزرگش به ملاقات آقای احمدی رفت.
پدربزرگ موقع برگشتن به سینا گفت: می خواهم یک قصه از امام جعفر صادق(ع) برایت تعریف کنم.
سینا خیلی خوشحال شد ...
سینا با پدربزرگش به ملاقات آقای احمدی رفت.
پدربزرگ موقع برگشتن به سینا گفت: می خواهم یک قصه از امام جعفر صادق(ع) برایت تعریف کنم.
سینا خیلی خوشحال شد ...
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
12:17



کاربر مهمان
کاربر مهمان