پدربزرگ متین وقتی می خواست کتاب یا روزنامه بخواند، عینک می زد.
متین از پدربزرگش سوال کرد که چرا عینک می زند.
او می خواست عینک بزند. برای همین یک روز عینک پدربزرگ را برداشت ...
متین از پدربزرگش سوال کرد که چرا عینک می زند.
او می خواست عینک بزند. برای همین یک روز عینک پدربزرگ را برداشت ...
صداها
-
عنوانزماندریافت
-
10:33
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

