شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ چه طوری لباس بپوشم؟
«سینا کوچولو» همراه مامان و باباش در یه روستای خیلی باصفا زندگی میکرد. مامان و بابای سینا هر روز صبح زود بیدار میشدن و به کارهای مزرعهشون میرسیدن و بعد هم سینا رو از خواب بیدار میکردن و سهتایی با هم صبحانه میخوردن.
⭕️ امید کوچولو غذا بخور
«امید کوچولو» پسر خیلی خوبیه، ولی یه ایراد داره، اون خوب غذا نمیخوره و مادرش از این موضوع خیلی ناراحته... .
⭕️ آش رشته، اون طرف رودخونه هم می یاد
زنی به آش رشته علاقه زیادی داشت و هر روز همین غذا را می پخت. شوهرش برخلاف او از آش رشته خوشش نمی آمد و زن هم حاضر نبود جز آن، غذایی تهیه کند. مرد یک روز برای فرار از خوردن آش رشته از محل و دdه خود به دهی که دوستش آنجا بود و رودخانه ای حد فاصل این دو تا ده بود رفت. چون وقت صرف غذا رسید، سفره پهن شد و آن مرد دید باز اینجا آش رشته در کار است. با تعجب گفت: «این آش چطور از این رودخانه پهناور عبور کرده و اینجا آمده؟» زن صاحبخانه دانست که آن مرد به آش رشته میل ندارد به مهمان گفت....
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ چه طوری لباس بپوشم؟
«سینا کوچولو» همراه مامان و باباش در یه روستای خیلی باصفا زندگی میکرد. مامان و بابای سینا هر روز صبح زود بیدار میشدن و به کارهای مزرعهشون میرسیدن و بعد هم سینا رو از خواب بیدار میکردن و سهتایی با هم صبحانه میخوردن.
⭕️ امید کوچولو غذا بخور
«امید کوچولو» پسر خیلی خوبیه، ولی یه ایراد داره، اون خوب غذا نمیخوره و مادرش از این موضوع خیلی ناراحته... .
⭕️ آش رشته، اون طرف رودخونه هم می یاد
زنی به آش رشته علاقه زیادی داشت و هر روز همین غذا را می پخت. شوهرش برخلاف او از آش رشته خوشش نمی آمد و زن هم حاضر نبود جز آن، غذایی تهیه کند. مرد یک روز برای فرار از خوردن آش رشته از محل و دdه خود به دهی که دوستش آنجا بود و رودخانه ای حد فاصل این دو تا ده بود رفت. چون وقت صرف غذا رسید، سفره پهن شد و آن مرد دید باز اینجا آش رشته در کار است. با تعجب گفت: «این آش چطور از این رودخانه پهناور عبور کرده و اینجا آمده؟» زن صاحبخانه دانست که آن مرد به آش رشته میل ندارد به مهمان گفت....
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزمان
-
37:44
تصاویر
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه
دیدگاه خود را بنویسید
دیدگاه

