شب رؤیایی برنامهایه که همزمان از برنامهی کاربردی و پایگاه اینترنتی ایرانصدا و شبکهی تلویزیونی پویا پخش میشه. شما میتونید این برنامه رو از ایرانصدا بشنوید و یا از ساعت 9:30 تا 10 شب در شبکهی پویا ببینید... با شب رؤیایی همراه باشید.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ به هم نیکی کنین
«عزیزجون» رفتن دنبال هدی تا برن خونهی یکی از دوستان هدی. آخه دوستش چندروزیه که مریض شده و از درسهاش عقب افتاده. حالا هدی میخواد که به اون ریاضی یاد بده. در مسیر، عزیزجون به زبالههایی اشاره میکنن که روی زمین افتاده و ... .
⭕️ جنگل ابر
یه جنگل خیلی قدیمی و بزرگ و زیبا بود به نام جنگل ابر. جنگلی که بالای سر درختاش پر بود از ابرای سفید و قشنگ. توی این جنگل پرندههای خیلی زیبایی زندگی میکردن. یه طوطی جوون و کنجکاو بود که دلش میخواست خیلی خوب این جنگل رو بزرگ رو بشناسه... .
⭕️ با بزرگان نشست و برخاست داره
کنار رودخونهای، یه موش تنها زندگی میکرد. او دلش میخواست به اون طرف رودخونه بره و در جمع موشهای دیگر زندگی کنه. بارها به کنار رودخونه رفته بود، اما راهی پیدا نکرده بود. یکی از روزها موش مثل همیشه کنار رودخونه نشسته بود. شتری اومد، آب خورد تا به اون طرف رودخونه بره. بلافاصله موش پیش شتر رفت و گفت: «اجازه میدین من روی کول شما سوار بشم و به اون طرف رودخونه بیام؟»... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
کوچولوهای نازنین و دوستداشتنی سلام. براتون یهعالمه قصه و لالایی داریم.
هر شب، با هم به دنیای خیالی قصهها سفر میکنیم.
همراه شماییم با برنامهی شنیدنی «شب رؤیایی».
******
⭕️ به هم نیکی کنین
«عزیزجون» رفتن دنبال هدی تا برن خونهی یکی از دوستان هدی. آخه دوستش چندروزیه که مریض شده و از درسهاش عقب افتاده. حالا هدی میخواد که به اون ریاضی یاد بده. در مسیر، عزیزجون به زبالههایی اشاره میکنن که روی زمین افتاده و ... .
⭕️ جنگل ابر
یه جنگل خیلی قدیمی و بزرگ و زیبا بود به نام جنگل ابر. جنگلی که بالای سر درختاش پر بود از ابرای سفید و قشنگ. توی این جنگل پرندههای خیلی زیبایی زندگی میکردن. یه طوطی جوون و کنجکاو بود که دلش میخواست خیلی خوب این جنگل رو بزرگ رو بشناسه... .
⭕️ با بزرگان نشست و برخاست داره
کنار رودخونهای، یه موش تنها زندگی میکرد. او دلش میخواست به اون طرف رودخونه بره و در جمع موشهای دیگر زندگی کنه. بارها به کنار رودخونه رفته بود، اما راهی پیدا نکرده بود. یکی از روزها موش مثل همیشه کنار رودخونه نشسته بود. شتری اومد، آب خورد تا به اون طرف رودخونه بره. بلافاصله موش پیش شتر رفت و گفت: «اجازه میدین من روی کول شما سوار بشم و به اون طرف رودخونه بیام؟»... .
******
ادامهی این داستانها رو میتونید توی این قسمت از برنامه بشنوین. پس بیایین با هم بریم سراغ برنامهی خودتون، شب رؤیایی.
برنامهی «شب رؤیایی»، به تهیهکنندگی آتی جانافشان، در شبکهی رادیویی ایرانصدا تولید شده است.
صداها
-
عنوانزمان
-
38:22



کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان
کاربر مهمان